یک ماهگی مهرسا
مامانم تو فکرش هم نمیومد که یک ماهگی یک نوزاد انقدر زود بگذره !
مامانم میگه به خاطر اینه که یک نوزاد دیگه رو هم که مثل من آروم و خوشخواب بوده بزرگ کرده و الان اون نوزاد برادر بزرگ من هستش
من وقتی دنیا اومدم این شکلی بودم

وزنم ٣٥٤٠ گرم و قدم ٥١ سانتی متر نمیدونم این واحدها رو از تو دل مامان بلد بودم یا بعدا یاد گرفتم!
اما حالا شدم یک ماهه و این شکلی شدم

وزنم هم ٥٢٠٠ گرم شده و قدم هم ٥٥ سانتی متر !
از این ماه هم باید مولتی ویتامین بخورم و چند تا چیز دیگه که دکتر مهربون لطف کرد و یک شربتی داد که همش توش هست و من روزی یکبار همه این تقویتیها رو میخورم
منم باید مثل پارسا عادت کنم که بابام ٢ هفته کنارم نیست و ما باید ٣ نفری زندگی کنیم
قبل از اینکه یک ماهم بشه بابایی رفتند قشم و من موندم و داداشی و مامان !
یعنی عجب صبری مامان داره !!!!!!!!!!!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



یک ماهگی مهرسا
